در زیر باران عشق خداوندی
حس خوب آگاهی ،حس خوب فهمیدن ،اندیشیدن و به خود رسیدن در درونم رخنه کرده ،حس زیبای بزرگ شدن ،حس خوب بزرگ شدن بعد از یه تجربه به سنگینی یه شکست شاید عشقی ،حس خوب بالیدن ،بالیدن به وجود بی همتایی را در خود یافتن ،حس زیبای مفید بودن و دیدن واقعیت ها و حس زیباتر از آن درک واقعیت ها و قبول آنها ،حس خوب بی قید بودن به تمام احساس های زود گذری که تورا به چالش می کشاند ،حس خوب عاری از تعلق و نگرانی ،حس زیبای درک حضور سبز خدا در کنارت ،حس زیباتر از آن که خداوند به وسیله یه فرشته یه فرشته نجات تورا کمک کرد و باز زیباتر از آن همه این احساس ،احساس زیبای نزدیک و نزدیک شدن ،روزبروز به خدایی که در این نزدیکی ها بوده و هست و تو سال ها خودت را از او دور نگه داشته بودی به دلیل های بی ارزش و حس زیبایی که آری نه تنها تو که خدا هم تورا می خواهد .
خدایم از حضورت در کنارم در این لحظات شاید سخت و سنگین سپاسگذارم .
دیگر با وجودت سایه از وجودم رخت بر بسته و به خودی برتر از هر سیاهی و سکوت رسیده .
|
+| نوشته شده توسط
سایه در یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386
|