کویر

در تلاطم دریای ذهنم گم شده ام ،به کجا می بری مرا؟به کجا می کشی مرا؟افسارم به دست توست ،به دنبالت می گردم در کویری که برای اولین بار لمسش می کنم ،دست هایم را بروی زمینت می کشانم در کویرت ،اولین تجربه ی با تو بودن در تو بودن ،احساس زیبایی که در راهی مستقیم و پر پیچ و خم را به دنبالت گشته ام حس میکنم ، تورا نه در هیچ که در همه جا پیدا کرده ام ،هیچ صدایی مرا به تو نکشاند جز سکوت کویرت ،در امتداد همان جاده ایی که به خورشید ختم می شد ،در انتهای زیبایی بی رنگت در کویر ،هیچ گاه در خود فکر نمی کردم که بیابمت و از درون فریاد بزنم خدایا به تو رسیدم ،آخر در همین کوره راه در همین جلوه های رنگارنگ ساده ات تورا دیدم ،خدایم! من تو را دیدم .
|
+| نوشته شده توسط
سایه در یکشنبه چهارم آذر 1386
|